YellowPage
  وحيد اميرفرشي‌نژاد (1344)

الكترونيك -دانشگاه شيراز

مدير بخش فني

مركز تحقيقات مخابرات ايران: انجام چند قرارداد طراحي، ساخت، تعمير، ... در بخش TDM درمجموع به مدت يكسال - (الكترونيك)
طرح شهيدصنيعي‌‌پور: به مدت 6 ماه - نرم‌افزار
شركت راه‌سازماشين: مسئول بخش فني - 8 سال - نرم افزار - طراحي سخت افزار
دفتر كامپيوتر فرماندهي لجستيك ناجا: مسئول قسمت - 2 سال - نرم افزار (خدمت سربازي)
موسسه ندارايانه: به صورت پاره وقت - نرم‌افزار - نزديك به 9 ماه
شركت شاهين افزار: يكسال - نرم‌افزار
شركت نگاه: نرم‌افزار - از تابستان 79 تا به امروز
با برنامه‌ها و زبان‌هاي زير به صورت كاربردي كد نوشته‌ام:
ASP – Javascript – Visual Basic – Assembly – Foxpro – Java

در حال حاضر بيشتر با ASP – Javascript – Visual Basic كار مي‌كنم و البته با برنامه‌هاي زيادي در تمام سطوح كار كرده‌ام.

يه جورايي منظم، مرتب و مودب، كمي هم بي‌شيله‌پيله. كمتر از سنم به نظر ميآم و دلم از اونهم كم سن‌تره. در مجموع آدم خوشحالي هستم كه از بيشتر چيزاي اين دنيا خوشش ميآد و بيشتر نيمه پر ليوان رومي‌بينه، اما از نيمه خالي هم غافل نمي‌مونم. يك كمي هوش و استعداد دارم كه سعي مي‌كنم با پشتكار بيشتر جبرانش كنم. از تيپ و قد وقيافه و هيكل هم، اون موقعي كه داشتن اون دنيا قسمت مي‌كردن، من رفته بودم اشكال برنامه كنترل تهويه بهشت و كوره‌هاي جهنم رو پشت كامپيوتر درست كنم دير رسيدم.
كتاب خوندن رو خيلي دوست دارم و البته بازيهاي كامپيوتري، فيلم و موسيقي هم جاي خودشون رو دارند. گاهي هم ميرم كوه.
از چيزاي شور خيلي خوشم ميآد چيپس، بلال، ذرت، آجيل، (ماست موسير هم فراموش نشه)
از امتحان دادن خوشم نميآد حتي اگه موضوع رو بلد باشم.
خطم خيلي بده، واسه همين حتي نامه‌هاي احساساتي رو هم پشت كاميوتر تايپ مي‌كنم!
اگه لازم باشه بيشتر وقتها مي‌تونم ثابت كنم كه ماست سياهه، البته اگه نشد، ثابت مي‌كنم كه مورد بحث، اساسا ماست نيست!

يه جمع دوستانه و صميمي با حال و هوا و عقايد نزديك به هم.
كه به بهونه كار در نگاه دور هم جمع شدن.
كه همشون كارشون رو خوب بلدند.
كه دنبال اين نيستند كه زود بارو بنديلشون رو ببندند.
كه كيفيت براشون حرف اول رو ميزنه.
كه ظهرها دور ميز ناهار نصف مشكلات خودشون و مملكت رو حل مي‌كنن.
كه . . .

دلم مي‌خواست يا سيصد سال قبل به دنيا ميومدم يا سيصد سال بعد شايدم هزار سال بعد.
دلم مي‌خواد نويسنده بشم اما داشتن استعداد يه چيزه ديگه‌ا‌س.
دلم مي‌خواد تحصيل كنم و بعد بتونم توي يه دانشگاه درس بدم (نه تو ايران) البته در رشته فيزيك !
دلم مي‌خواد يه روبوت بسازم.
دلم مي‌خواد خيلي پولدار بشم، البته يكهو، بعد برم سر فرصت بشينم كتابامو بخونم، برنامه‌هاي دلخواهم رو بنويسم، روبوت دلخواهم رو طراحي كنم و بسازم، برم جهانگردي كنم، مردم رو بيشتر ببينم، باهاشون حرف بزنم، خوشحالشون كنم، خوشحالم كنن، برم از بالاي يه پل خودمو بندازم پايين (البته با بانجي جامپينگ) ، ...
دلم مي‌خواد يك تلسكوپ 10 اينچي نيوتوني بخرم.
دلم مي‌خواد پرواز يك شاتل رو ببينم و خيلي بهتر كه باهاش برم فضا.
دلم مي‌خواد در طول عمرم يه ايراني جايزه نوبل بگيره.
دلم مي‌خواد هيچ وقت و هيچ كجا جنگ نشه.
دلم مي‌خواد مردم در اثر كهولت بميرن.
دلم مي‌خواد وقتي آفريقا رو نشون ميده وجدان درد نگيرم.
دلم مي‌خواد همه در طول عمرشون يك بار عاشق بشن.
دلم مي‌خواد با همه شما بشينم و كلي با هم گپ بزنيم.
دلم مي‌خواد ...
دلم مي‌خواد ...
روزي كه آدم چيزي نخواد آخرين روز عمرشه.